مراد على شمس

136

با علامه در الميزان ( فارسى )

است به شديدترين وجه جلوگيرى نموده و ضمانت اجراى تمام احكامش را به عهدهء اجتماع گذاشت ، علاوه بر اينكه حكومت و مقام ولايت اسلامى را نيز مأمور كرد تا سياسات و حدود و امثال آن را با كمال مراقبت و تحفظ اجرا كند . و معلوم است كه چنين نظامى موافق طبع عموم مردم امروز نيست ، فرو رفتگى بشر در شهوات و هوا و هوس‌ها و آرزوهايى كه در دو طبقهء ( مرفه ) و ( فقير ) مىبينيم هرگز نمىگذارد بشر چنين نظامى را بپذيرد ، بشرى كه به دست خود ، آزادى خود را در كام‌گيرى و خوشگذرانى و سبعيت و درندگى سلب مىكند ، چنين نظامى آنگاه موافق طبع عموم مردم مىشود ، كه در نشر دعوت و گسترش تربيت اسلام شديدا مجاهدت شود ، همانطور كه وقتى مىخواهد به اهداف بلند ديگر برسد ، مسأله را سرسرى نگرفته و تصميم را قطعى مىكند و تخصص كافى به دست مىآورد و به‌طور دائم در حفظ آن مىكوشد . و امّا هدف تمدن حاضر عبارت است از كام‌گيرىهاى مادى و پرواضح است كه لازمهء دنبال‌كردن اين هدف اين است كه زندگى بشر مادى و احساسى شود يعنى تنها پيرو چيزى باشد كه طبع او متمايل بدان باشد ، چه اينكه عقل آن را موافق با حق بداند و چه نداند و تنها در مواردى از عقل پيروى كند كه مخالف با غرض و هدفش نباشد . و به همين جهت است كه مىبينيم تمدن عصر حاضر قوانين خود را مطابق هوا و هوس اكثريت افراد وضع و اجرا مىكند ، و درنتيجه از ميان قوانينى كه مربوط به معارف اعتقادى و اخلاق و اعمال وضع مىكند تنها قوانين مربوط به اعمال ، ضامن اجرا دارد و امّا آن دو دسته ديگر هيچ ضامن اجرايى ندارد و